آموزش پیش از ازدواج‘ خانواده‘ مهارتهای زندگی‘ وغیره
آموزشی
نويسندگان

اگر دروغ رنگ داشت
هر روز،شايد
ده ها رنگين کمان
در دهان ما نطفه ميبست
و بيرنگي کمياب ترين چيزها بود

اگر عشق، ارتفاع داشت
من زمين را در زير پاي خود داشتم
و تو هيچگاه عزم صعود نميکردي
آنگاه شايد پرچم کهربايي مرا در قله ها
به تمسخر ميگرفتي

اگر شکستن قلب و غرور صدا داشت
عاشقان سکوت شب را ويران ميکردند

 

 

 

 

 

به کودکي گفتند : عشق چيست؟ گفت : بازي.
 به نوجواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : رفيق بازي.
 به جواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : پول و ثروت.
 به پيرمردي گفتند : عشق چيست؟ گفت :عمر.
 به عاشقي گفتند : عشق چيست؟ چيزي نگفت.آهي کشيد و سخت گريست.

 

 

بین بودن و نبودن ، و ماندن و رفتن تنها یک لحظه است . لحظه ای که گاهی به کوتاهی چشم بر هم زدنی است و گاهی به طولانی عمری که باید از ابتدا تا انتها بگذرد و ورق بخورد.
و شايد پاسخ چنين است:

شايد بتوان
ساقه اي از دوستي را
در گلدان محبت گذاشت و
به انتظار نشست
تا ريشه بدواند و آنرا در باغچه كوچك صداقت كاشت
ميتوان , شايد بتوان

[ چهارشنبه 23 فروردین 1391 ] [ 13:38 ] [ mahmoodi ]

درباره وبلاگ

به وبلاگ خودتان خوش آمدید >mohsen_mir@mihanmail.ir
برچسب‌ها
[Post_Tags_Title] (<-TagCount->)
امکانات وب