|
آموزش پیش از ازدواج‘ خانواده‘ مهارتهای زندگی‘ وغیره آموزشی
| ||
|
[ شنبه 30 فروردین 1393 ] [ 18:18 ] [ mahmoodi ]
[ جمعه 29 فروردین 1393 ] [ 10:41 ] [ mahmoodi ]
[ جمعه 29 فروردین 1393 ] [ 10:38 ] [ mahmoodi ]
[ پنجشنبه 28 فروردین 1393 ] [ 15:44 ] [ mahmoodi ]
شیوه های دیداری ،شنیداری،حسی
شیوه هایی که مابه وسیله آن جهان راتجربه می کنیم ودرباره اش می اندیشیم باهم تفاوت داردیکی ازتفاوتهای مهم روشهایی که افراد،جهان رابوسیله آن تجربه می کنند.به حواسی مربوط می شودکه مابرای ارتباط برقرارکردن بامحیط اطرافمان ازآن سودمی جوییم.مادارای حس بویایی،چشایی،لامسه،بینایی وشنوایی هستیم .اینهاحواس بدنی مابه اعتبارمحرکهای بیرونی هستندکه همراه باحواس فیزیکی درونی ،بااحساسات هیجانی مان پیوندمی خورند.این حواس واحساست بایکدیگرترکیب می شوندتامانسبت به جهان آگاهی یابیم.ایندوبایکدیگرچیزی راتشکیل می دهندکه شیوه "جنبشی"یا"احساسی"آگاهی نامیده می شود.همچنین ممکن است بااستفاده ازشیوه دیدن یاشنیدن ازدنیای اطرافمان آگاهی یابیم .
بنابراین می توانیم سه شیوه مختلف راکه باآن می توانیم جهان رابوسیله حواس خودتجربه کنیم.شرح دهیم .این سه شیوه عبارتندازشیوه جنبشی یااحساسی،شیوه دیداری یابصری،وشیوه شنیداری یاسمعی.
ماهمه تواناییهای متفاوت داریم.برخی ازمادرعملیات ریاضی قوی هستیم،برخی دیگردریادگیری زبانهاوبرخی دیگری درانجام دادن کارهای دستی مهارت داریم.درطول زندگی اغلب،آن چیزهایی راکه درانجام آنهامهارت داریم وآن چیزهایی راکه درانجام آنها مهارت نداریم کشف وشناسایی می کنیم.وبه همین ترتیب تواناییهای عملی وعلمی رادرطول زندگی درخودبه وجودمی آوریم مثلابرخی ازمایادمی گیریم که حواس خاصی رابیشترازحواس دیگرمورداستفاده قراردهیم.یاافرادی وجودادرندکه نسبت به بوبسیارحساس هستندوبرخی دیگرگوشهای تیزی دارندوقادربه تشخیص ضعیف ترین صداهاهستند
مردم نه تنهاجهان را به صورت های مختلف تجربه می کنندبلکه همانگونه که بندلروگریندریعنی پیشگامان برنامه ریزی عصب –شناسی توضیح داد ه اند.مردم به شیوه های متفاوت فکرمی کنند.برخی ازمردم نه تنهابااستفاده ازتخیل بینایی (شیوه دیداری)فکرکنندبرخی دیگرباشیوه شنیداری ازراه صحبت کردن باخودفکرمی کنندودیگران بااحساسات وحواس بدنی شان(شیوه جنبشی یااحساسی"فکرمی کنند.همچنین افرادی وجودارندکه برهرسه شیوه تسلط دارند.امابیشترمردم به یکی ازای نسه شیوه هاتسلط دارند.
اگربه حرفهای فردی گوش کنیدوبه واژه هایی که استفاده می کند،دقت کنید،احتمالابرخی ازکلیدهای اصلی شیوه ای راکه اوبطورکلی درتفکرش استفاده میکندخواهیدیافت.
برخی ازمردم اصطلاحاتی مانند"می شنوم چه می گویی"این جورصداش می آید""به من بگوچه اتفاقی افتاده است"استفاده می کنند البته افرادی نیزوجوددارندکه ممکن است بگویند"به نظرمی رسدکه منظورشمااین است"تصویرروشنتری ازمطلب رافهمیده ام افرادی که ازاین عبارت استفاده میکنندازشیوه دیداری تفکرسودمی جویند.دسته سوم ازمردم کسانی هستندکه غالباجهان راازشیوه های احساسی تجربه میکندد.آنهاعباراتی مانند"احساس خوبی دارم "روی نقطه حساسی دست گذاشتی یااحساس میکنم شمانااحت هستید.استفاده می کنند.
جهت ملحق شدن به مراجع وایجاداحساس آرامش ایمنی وآزادی مشاورمیتواندبااستفاده اززبان مراجع به اوملحق شوداگرمراجع اغلب اززبان شنیداری استفاده میکندمشاورناگریزبرای پیوندبامراجع بایدازبان شنیداری استفاده کنددرموردبقیه زبانهانیزاین امرصادق است.
شیوه های تفکر
یکی ازتفاوت های مهم روش هایی که افراد،جهان رابوسیله آن تجربه می کنندبه حواسی مربوط می شودکه برای ارتباط برقرارکردن بامحیط اطراف ازآنهاسودمی جوییم.ما دارای حس بویایی،چشایی،لامسه،بینایی وشنوایی هستیم.
اینهاحواس مابه عنوان محرک های بیرونی هستندکه همراه باحواس فیزیکی درونی بااحساسات هیجانی مان پیوندمی خورنداین حواس واحساسات بایکدیگرترکیب می شوندتامانسبت به جهان آگاهی یابیم.این دوباهم چیزی راتشکیل می دهندکه شیوه جنبشی یااحساسی آگاهی نامیده می شود.
همچنین ممکن است سه شیوه مختلفی که باآن می توانیم جهان رابوسیله حواس خود تجربه کنیم شرح دهیم این سه شیوه عبارتندااز:جنتشی یااحساسی،دیداری یابصری،وشنیداری یاسمعی.
درفرایندمشاوره بسیارمفیداست که به همان صورتی بنشینیم که مراجع نشسته است باهمان سرعت صداولحن وی صحبت کنیم وروش های برقراری ارتباط بامراجع راباروش تفکروی هماهنگی کنیم.وروش های برقراری ارتباط بامراجع راباروش تفکروی هماهنگ کنیم وبه شیوه یکسان پاسخ دهیم.اجرای این کارهابرای مراجع احساس نزدیکی بامشاورایجادمی کند.ودرنتیجه وی احساس آرامش،ایمنی وآزادی درصحبت کردن پیدامی کند.
به بیان دیگر همنوایی بامراجع وتقلیدسبک ومحتوای گفتگوی اوباعث تقویت ارتباط حسنه مشاوره ای می شودکه هسته مرکزی فرایندمشاوره ومهم ترین عامل درمان است.همه مابه عنوان مشاورخواه ناخواه هنگام ارتباط بامراجع ویژگی های شخصیتی وارزشی خودرادرگیرمی کنیم که توجه به جزییات بالاباعث ایجادکیفیتی ازارتباط می شودکه خاصیت درمانی به خودمی گیرد.
ویژگی های سه شیوه تفکر
اگربه حرفهای افرادگوش کنیدوبه واژه هایی که استفاده می کننددقت کنیداحتمالابرخی کلیدهای اصلی شیوه ای راکه به طورکلی درتفکرشان استفاده می کنندخواهندیافت.این کلیدهایاسرنخ های اصلی درسه شیوه تفکربطورجداگانه درزیرشرح داده است.
1-شیوه شنیداری :ترخی مردم ازاصطلاحاتی مانند"می شنوم چه می گویی"این طورصدایش می آیدکه...."به من بگوچه اتفاقی رخ داده است "یا"چیزی درگوشم زمزمه میشودکه..."وماننداینهااستفاده می کنند.افرادی که این نوع اصطلاحات رابکارمی برندازشیوه شنیداری تغکراستفاده می کنند.
2-شیوه دیداری :افرادی هستندکه معمولادرصحبت هایشان از"به نظرمیرسدکه منظورشمااینست که....."می بینم که راه جدیدی باقی نمانده است "تصویرروشن تری ازمطلب بیان کنید"هیچ راهی برای رهایی ازاین وضعیت نمی بینم"ویا"تصویراین ماجرابرایم تکراری است "استفاده می کنند.افرادی که این عبارات رابکارمی برندازشیوه دیداری تفکرسودمی برند.
3-شیوه احساسی :کسانی هستندکه غالباجهان راازراه داحساسی تجربه میکنندآنهاعباراتی مانند"احساس خوبی دارم"دست روی نقطه حساسی گذاشتید"احساس می کنم ناراحتید"حسم اشتباه نمی کند"حالم بدمی شودودستم عرق می کند.یا"اوخیلی بامن سرداست."استفاده می کنند.
نمونه
-مراجع:گویی سرنوشت رقم خورده است .هیچ راهی برای خلاص شدن ازاین وضعیت وجودنداردانگاردنیابرایم تیره وتارشده است(شیوه دیداری)
-مشاور:واقعاشرایط بدی پیش روداغرید.تصوراین مساله برای هرکسی دلهره آئراست.
[ سهشنبه 26 فروردین 1393 ] [ 13:20 ] [ mahmoodi ]
دیدگاه یک جامعه شناس درخصوص علل بحران زناشویی
فالسام جامعه شناس آمریکایی علل بحران زناشویی را به چهار دسته به شرح ذیل تقسیم بندی نموده است:
1-عوامل موقعیتی وغیر شخصیتی مانند سلامت بدنی،شرایط اقتصادی ،مداخله نزدیکان ،تولد فرزند ناخواسته و.... .
2-نارسایی شخصیتی دریکی از زوجین یا هردو مانند گرایش های روان بیمارانه،الکلیسم ،عقیم بودن،گرایش های جنسی وانحرافات اخلاقی وسایر علائم انحراف روانی
3- تفاوتها یا عدم تشابهات شخصیتی از لحاظ سوابق ذهنی ،اجتماعی مذهبی ،ویا حساسیتها
4- عدم توافق نقش ها مانند گرایش های ناهمسان زوجین ومحرومیتهای ناشی از عدم توانایی ازدواج در برآوردن انتظارات هر کدام
بسیاری از عواملی که سبب از میان رفتن (انحلال)ازدواج می شوند ناشی از نقش هایی است که زن وشوهر در زندگی زناشویی خود ایفا می کنند وآنهارادر دوران کودکی وخانواده قبلی خود آموخته اند.
عمل کردن به این نقش ها غالباً برای هر یک از زوجین حالت ناهوشیارانه دارد وآنچه مسأله آفرین است عدم تناسب آنها با یکدیگر ودرچهارچوب یک کانون خانوادگی است.
درمیان این نقشها که تنوع زیادی دارند می توان به موارد ذیل اشاره کرد:
الف:شوهر زیر نفوذ زن . مرد با پذیرش نقش تابع درگروه همبازی هایش یا درخانوادهوجامعه در زندگی زناشویی نیز تسلط همسرش را می پذیرد.
ب: زن یاشوهر عزیز دردانه . چون درکودکی مورد تعریف وتمجیدوستایش بوده در زندگی زناشویی نیز همین توقعات وانتظارات را از همسرش دارد.
ج: شوهری که می خواهد اورا بپرستند.
د: حساسیت غیر عادی زن یا شوهر: که احتمالاً ناشی از محرومیتهای عاطفی در دوران کودکی است.
ه: سرد مزاجی زن .
و: زن بچه صفت(رشد نیافته از نظر شخصیت وشعور)
ز: شوهر غیر قابل اتکاء(ضعف یا عدم ثبات شخصیت)
تدابیر پیشگیرانه یا عوامل کاهش دهنده طلاق واختلافات زناشویی
عوامل ذیل را می توان از جمله عوامل پیشگیرانه یا كاهش دهنده بحران زناشویی وطلاق محسوب نمود:
1-داشتن شرایط مساعد برای ازدواج .
2-تشابه زوجین از لحاظ اعتقادات مذهبی .
3-وجود دوران نامزدی به مدت6ماه یا بیشتر.
4-وجود سابقه مناسب در زندگی خانوادگی .
5-برخورداری از امکانات مالی یا تمکن مالی درحد متوسط به هنگام ازدواج .
6- تشابه نسبی سطح آموزش،فرهنگوتحصیلات .
7- دارابودن آموزش کافی درزمینه مسائل خانوادگی .
8- مراجعه به مراکز مشاوره وانجام مشاوره ازدواج قبل از ازدواج .
9- دقت کافی درانتخاب همسر.
10- عدم اتکاءبه دوستیهای به اصطلاح خیابانی یا اینترنتی .
11-حذف تشریفات زاید ازدواج .
12-تعیین مهریه های مناسب .
13-تطابق پذیری وقابلیت انعطاف زوجین .
14-انجام مذاکرات جهت رفع اختلافات وسوءتفاهماتوتشکیل محکمه داخلی خانوادگی برای حل اختلاف دو همسر.
15-خوشرفتاری وتوصیه مکرر به آن وگذشت از غفلتهاوتخلفات جزئی همسر.
16- تسلط برنفس که منجر به غلبه خشم های آنی برانسان نشود واقدامات یا تصمیماتی عجولانه گرفته نشود.
17-رعایت آموزه های دینی از جمله آنکه زن حتماً خود را برای شوهر بیاراید،هنرهای خود را درجلوه های تازه برای شوهر به ظهور برساند،رغبتهای جنسی اورااشباءکند وبا پاسخ منفی به تقاضاهای مشروعشدراوایجاد عقده وناراحتینکند،مرد نیز به همسر خود محبت ومهربانی کند وبه او اظهار عشق وعلاقه کند ومحبت خود را کتمان نکند همچنین بایستی برخوردهای زنان ومرداندرخارج از محیط خانواده وکادر زناشویی لزوماً پاک وبی آلایش باشد.
18- رعایت امانت داری وحفظ حقوق همسر.
19- صداقت هم در بدو تشکیل خانواده وهم در طول زندگی زناشویی .
20-به فرموده رسول خدا(ص) بهترین زنان شما آنانند که با مهر ومحبت باشند .در مراقبت خودشان از نظر حفظ عفت بکوشند.نسبت به شوهر خود حالت نافرمانی وتکبر به خود نگیرند.آرایشوخودنمایی آنان برای شوهرشان باشد درغیاباورعایت امانت وحقوق همسری اورا بنمایند.
[ دوشنبه 25 فروردین 1393 ] [ 15:03 ] [ mahmoodi ]
علل وعوامل طلاق
طلاق عوامل مختلفی دارد که مهمترین این علل وعوامل را می توان به شرح ذیل احصاء نمود:
1-هم کفو نبودن زوجین:ازدواجهایی که درآنها هماهنگی بیشتری میان زوجین وجود دارد موفق ترندوکمتر به طلاق می انجامد.تشابهاتی مانند طبقه اجتماعی،سطحتحصیلات،سطحهوش،هم نژاد بودن ،دین مشابه داشتن،داشتن آموزه های مشابه،هم زبان بودن،یک ازدواج موفق رارقم می زند.
اصولاًازدواجی که با تشابه نژادی،زبانی،روانیواجتماعی صورت بگیرد ازدواجی موفق است وعدم رعایت این تشابهات ممکن است به عدم توفیق دربرقراری ارتباط سالم شده ونهایتاًمنجر به طلاق وجدایی گردد.
2-تفاوت طبقاتی:تفاوت طبقاتی یکی از عواملی است که با امکانات اجتماعی معمولاً دیدگاههای مختلفی را بوجود می آورد.
3-توقعات نابجا:از مهمترین دلایل طلاق توقعات نادرستی است که زوجین از یکدیگر دارند.
4- عدم آگاهی جنسی:عدم شناخت کافی به خصوصیات ذاتی وعمومی جنس مخالف که رفتاری متناسب باآن خصوصیات را می طلبد،می تواند بعنوان یکی از عوامل اصلی طلاق محسوب شود.
5- بیماری ویا نقص جسمانی مانند عقیم بودن مرد یا نازا بودن زن
6- فقدان امنیت شغلی . معمولاً نبود امنیت شغلی بویژه برای مردان که مسئولیت تأمین معاش زندگی را برعهده دارند منجر به کاهش یاسلب امنیت روحی وروانی آنان خواهد شد.
7- تضاد فرهنگی: یكی از عوامل مهم در ناسازگاری زوجین وعدم برقراری تفاهم بین آنان وجود گرایشهای فرهنگی متعارض بین آنها است مثلاً یكی از زوجین مقید به رعایت آداب اسلامی وانجامواجباتوترك محرمات است وطرف دیگر رعایت این اصول را ،چندان اهمیّتنمی دهد.
8- شهرت یکی ازطرفین:این عامل چنانچه منجر به تفاخر كاذب شود مشكل آفرین خواهد بود.
9-عوامل اقتصادیمانندمد گرایی واسراف زن یافقر مالی مرد.
10- عدم درک متقابل افراد از یکدیگر به علل مختلفی از جمله اختلافات سنی زیاد یا اختلاف سطح تحصیلات واختلافات فرهنگی ممكن است طرفین دركمتقابلی از یكدیگر نداشته باشند.
11- اعتیاد ومواد مخدر: رابطه اعتیاد وگرایش به مواد مخدر وطلاق دو جانبه است وهریک می تواند سبب ایجاد دیگری شود.به عبارت دیگرطلاق می تواند سبب گرایش به سمت موادمخدر شود واعتیاد نیز می تواند منجر به جدایی وطلاق شود.
12-عدم رعایت عفاف وحجاب: امام علی(ع) می فرمایند:با پاکدامنی چشم اورا از نظر داشتن به دیگران وفکراوراازاندیشه گناه باز دارید وبا ارضای امیال مشروع او(باعث شوید)هوس های نامشروع پیدا نکند.
13- عدم رعایت حقوق زوجین مانند ترک انفاق
14-بحران شخصیت:یکی از مهمترین عوامل طلاق درجامعهامروز،بحران شخصیت است.
بحران تنهایی یا یک خلاءعاطفی،خلاءای است که باعث می شود فرد در سن پایین تصمیم به ازدواج بگیرد وبااین ازدواج این گره یا عقده راازهم بگسلد.
چنین افرادیکه هنوز به بلوغ روانی کامل نرسیده وآگاهی لازم جهت ازدواج را ندارند،فقط برای اینکه خلاء تنهایی خود را پر کنندبه سراغ ازدواج می روند.
15-نداشتن ارتباط زناشویی مناسب بویژه دراوایل ازدواج:
گفته می شود یک ارتباط جنسی مناسب60تا70 درصد باعث رونق زندگی زناشویی می شود وبخش قابل توجهی از طلاق ها به خاطر نداشتن یک ارتباط زناشویی مناسب است.
16- خانواده های متزلزل وبد:
پیامبراکرم(ص) می فرمایند از سبزه مزبله بپرهیزید ودرتوضیح سبزه مزبله می فرمایند دختر زیبا درخانواده بد
17- ازدواج مجدد مرد. تعدد زوجات اگر چه درحقوق غرب وكشورهایی مانند فرانسه جرم محسوب می شود، دراسلام با رعایت شرط عدالت جایز است.ولی به خاطر عدم رعایت این شرط مهم واساسی یعنی عدالت ،اقدام به این عمل ازسوی زوج سبب ایجاد اختلافات خانوادگی شده وغالباً همسر اول متقاضی طلاق می گردد.
18- تدلیس در ازدواج: بعضاً ممکن است یکی از طرفین برای جلب توجه طرف مقابل متوسل به خدعه ونیرنگ شود یا واقعیتهایی را کتمان نماید، مانند آنکه خود را دارای امکانات مالی مناسب یا شغل یا تحصیلات مناسب وعالی معرفی کند درحالیکه فاقد این امکانات می باشد یا بیماری خاصی داشته که آنرا کتمان نموده و زندگی زناشویی برمبنای سلامت زوجین واقع شود وبعد خلاف آن ثابت شود این امر که تدلیسدرازدواج نامیده می شود یکی از عوامل اصلی طلاق وانحلال رابطه زوجیت است.
19-دخالت نابجای اطرافیان :تأثیر پذیری یکی از زوجین از القائات فکری نابجا ومداخله جویانه خانواده خود می تواند منجر به ناسازگاری وایجاد اختلافات زناشویی شود.
20- وفادار نبودن زوجین :خیانت یکی از زوجین به دیگری به عبارت دیگر فحشاءوروابط جنسی خارج از سیستم خانواده از عوامل عمده طلاق محسوب می شود.
21-تعیین مهریه های سنگین:گفته شده که شوم ترین چیزی که یک زن با خود به خانه شوهر می برد مهریه سنگین است.
22-ازدواج تحمیلی:این نوع ازدواج بدترین نوع ازدواج است .بعضاً اتفاق افتاده که والدین دختر یا پسر بدون درنظر گرفتن شرایط فرزندشان وبدون جلب نظر وی ویا حتی با وجود مخالفت وی مبادرت به تعیین همسربرای او می نمایند که این امر ممکن است منجر به ایجاد تبعات بسیار شومی شود که یکی از این تبعات طلاق است.
23- تشریفات زاید وافراطیبویژه دراوایل تشکیل زندگی مشترک
24- کاهش روحیه ایثار واز خود گذشتگی
25- کاهش قبح طلاق درافکار عمومی
[ دوشنبه 25 فروردین 1393 ] [ 14:50 ] [ mahmoodi ]
5 قطره تقویتی برای روابط همسرانهمسرانی می توانند به رضایت مندی از زندگی خانوادگی برسند که از توان مندی های لازم برای واکنش مثبت به موقعیت ها برخوردار باشند. در این جا مهم ترین عوامل رضایت در زندگی زناشویی را بررسی می کنیم
ادامه مطلب [ سهشنبه 19 فروردین 1393 ] [ 08:05 ] [ mahmoodi ]
[ سهشنبه 19 فروردین 1393 ] [ 08:02 ] [ mahmoodi ]
دیگر واقعا سال جدید شروع شده است، سالی که باید پر از موفقیت و سرشار از تجربه های نیرومندی برای ما باشد، به هیچ چیز جز این فکر نخواهیم کرد، خواندنی ها پیشنهاد می کند تا 6 باور برای سالی موفق را درون خود ایجاد کنید و با تفکر و پختگی در مسیر موفقیت گام بردارید.
1- انتظاراتتان را کم کنید.
میتوانید انتظارات معقولی از اتفاقاتی که دوست دارید بیفتد داشته باشید اما هیچ تضمینی برای آن نتیجه وجود ندارد. کم کردن انتظاراتتان با نداشتن توقع در روابط، کار یا موقعیتهای زندگی به شما کمک میکند هر چه برایتان پیش میآید را بپذیرید. وقتی توقعاتتان معقول باشد و یک نتیجه خاص و مشخص را انتظار نداشته باشید، بهتر میتوانید با تغییراتی که بر سر راهتان قرار میگیرد کنار بیایید. اما انتظارات غیرمعقول از زندگی، اکثر اوقات با فقدان، ناامیدی و درد خاتمه مییابد.
2- تغییر را دریابید.
آگاه باشید که تغییر میتواند در زندگیتان اتفاق بیفتد. این یعنی بفهمید که اوضاع از آنچه که الان هست متفاوت خواهد شد. درک و دریافت تغییر به آن اجازه رخ دادن بعد از آشکار شدن میدهد به جای اینکه با دید انکار و مقاومت با آن برخورد کنید.
3- تغییر را بپذیرید.
به جای مقاومت، به تغییر اجازه بدهید آشکار شود و سعی کنید بفهمید چه چیز در حال تغییر است و چرا. موقعیتهای زندگی ممکن است آنطور که شما دوست دارید تغییر نکنند و این هیچ اشکالی ندارد. استقبال از این موقعیتها به شما کمک میکند به طور موثر با این تغییرات کنار بیایید، اصلاحات لازم را در زندگیتان به وجود آورید و کمکتان میکند به جلو بروید.
4- از تجربیات درس بگیرید.
اگر تغییر را قبول کرده و در آغوش بکشید، به دنبال درسهایی در آن خواهید گشت. وقتی تغییرات شگرفی در زندگی شما به وجود میآید، ابتدا نمیخواستید آن را دریابید و به همین دلیل آنها برای شما بدون معنا و مفهوم بودند. وقتی به گذشته نگاه میکنید و می بینید بالاخره تغییر را قبول کرده اید، درسهایی که از آن گرفته اید فوقالعاده بوده اند. تغییر بهترین معلم شما میشود اما فقط به شرط آنکه به خودتان برای درس گرفتن از آن اجازه دهید.
5- بفهمید که قویتر میشوید.
وقتی تغییر را پذیرفته، آن را در آغوش بکشید و از آن درس بگیرید، ناخودآگاه قویتر خواهید شد، توانایی پذیرش هوشیارانه تغییر به شما امکان میدهد در جریان طوفانها اطرافتان، مثل صخره سنگ شوید–حتی اگر بترسید.
6- خِرَد را در آغوش بگیرید.
وقتی هوشیارانه تغییر را در آغوش بکشید و یاد بگیرید آن را بعنوان بخشی از زندگی تان قبول کنید، آرامش و شجاعت بیشتری پیدا میکنید. وقتی زندگی نتواند با پستی و بلندیهای خود شما را بلرزاند، میفهمید که تغییر قادر به شکستن شما نیست. به درجهای از درک از زندگی میرسید که ممکن است برخی آن را خرد بنامند. وقتی تغییر را بپذیریم، از آن درس بگیریم و برای تجربه آن بهتر شویم، تغییر دیگر دشمن ما نخواهد بود. معلم ما میشود.
[ یکشنبه 17 فروردین 1393 ] [ 14:23 ] [ mahmoodi ]
|
||
| [ : میرمحسن محمودی ] [ Weblog Themes By :danesh] | ||