|
آموزش پیش از ازدواج‘ خانواده‘ مهارتهای زندگی‘ وغیره آموزشی
| ||
|
محل کار مجموعه ای از آدم های خوب، بد و زشت است. آدم های خوب که تکلیفشان مشخص است. همکارانی هستند که همیشه و همه جا می توانید به آنها اعتماد کنید. آدم های بد، افرادی هستند که باعث آزار و ناراحتی دیگران می شوند اما خودشان هم نمی دانند چه اشتباهی می کنند. اما آدم های زشت آنهایی هستند که از روی عمد کارشکنی می کنند و می خواهند شر به پا کنند.
از نشانه های کارشکنی و زیرآب زنی در محل کار این است که هرگز به آن ارتقا شغلی که لیاقت آن را دارید، نرسید. یا مدیر همیشه با شما رفتار سرد و بی تفاوتی داشته باشد. یا همکاران دیگر به طور ناگهانی از شما دوری کنند یا شما را در گروه خود راه ندهند. یا ناگهان متوجه رفتار مهربان فردی باشید که همیشه از شما دوری می کرده و رفتار تهاجمی داشته است.
چرا همکار شما سنگ جلوی پایتان می اندازد؟
یکی از دلایل آن این است که بیشتر ادارات و شرکت ها پاداش را فردی و به طور مجزا به کارمندان خود هدیه می کنند. همیشه فردی که بهترین نتیجه را کسب کرده باشد مستحق پاداش است و افرادی که به او در این مسیر کمک کرده اند هیچ پاداش و کمکی دریافت نمی کنند. این باعث ایجاد حالت رقابتی میان کارمندان می شود.
همین حالت باعث می شود تا به محض پیشرفت شما، همکاران از ترس اینکه مورد عنایت مدیر قرار بگیرید و از روی حسادت، جلوی پایتان سنگ اندازی کنند. آنها از توان و استعداد شما می ترسند و سعی می کنند به هر طریقی شده شما را بد و کارهایتان را غلط نشان دهند. اگر احساس می کنید همکارتان بدخواه شما است و کارشکنی می کند، کارهای زیر را انجام دهید:
هرگز بنا را بر بدبینی نگذارید
همه باید همیشه هوشیار و گوش به زنگ باشیم اما این اعتقاد به این مفهوم نیست از همان روز اول به اطرافیان خود بدبین باشیم. اگر همکارتان شما را تحویل نمی گیرد دو حالت دارد: یا بدخواه شما است یا واقعا سرش شلوغ است، حوصله ندارد یا آن روز خسته است. شک در دل همه انسان ها وجود دارد. اما اگر قرار باشد همیشه به همه بدبین باشیم نمی توانیم با آرامش زندگی کنیم و محل کار هم به جهنم تبدیل می شود. اگر تصور می کنید کسی در حقتان کارشکنی می کند و سعی در بد جلوه دادن شما دارد، اول از این امر مطمئن شوید و سپس اقدامات لازم را انجام دهید.
اعتماد به همکاران
سعی کنید با همکاری که به او اعتماد دارید، صحبت کنید. بدون اینکه به کسی تهمت بزنید در مورد احساس خود و مسایلی که می بینید و می شنوید به آنها بگویید و نظرشان را بپرسید. شاید شما کاملا در اشتباه باشید و آنها به شما کمک کنند. البته باید همکار قابل اعتمادتان هم انسان بی غرض و درستی باشد.
گزارش کار روزانه بنویسید
هر کاری که انجام می دهید را بنویسید و در اختیار مدیر قرار دهید. به این ترتیب همه چیز کاملا مشخص و واضح است و هیچ کس نمی تواند به شما برچسب کم کاری بزند.
گوش به زنگ باشید
اگر رویدادهای مهمی در اطراف شما رخ داد، مثلا قرار بود ارتقا شغلی بگیرید اما نگرفته اید و وظایف و کارهای همکارتان عوض شده است باید کمی شک کنید.کارشکنی و خراب کردن دیگران اصولا با برنامه ریزی کامل و دقیق انجام می شود. بدگویی و غیبت یکی از سلاح های فرد کارشکن است. متاسفانه، غیبت به گونه ای است که موضوع غیبت خودش آخرین فردی است که حرف های دروغین به گوشش می رسند و به همین دلیل هیچ اقدامی برای آن نمی توان انجام داد. اما بهترین پیشگیری برای غیبت این است که همیشه و همه جا گوش به زنگ و هوشیار باشید.
روبه رو شدن با همکار کارشکن
هنگامی که مطمئن شدید شما هدف نامردی های همکارتان قرار گرفته اید، حواستان به خود باشد و سعی کنید آرام باشید و لطمه ای به شما وارد نشود. یکی از بهترین روش های حفاظت از خود، خودشیرینی و جلب توجه کردن است. همدردی و همفکری، محرک های بسیار قوی هستند و روش مستقیم برای راحت شدن از شر آنها، دوست شدن با فردی است که در حق شما نامردی می کند و وارد شدن به گروه آنها است.
زیرآب کسی که زیرآب شما را زده را نزنید
اگر شک کردید کسی در حال زیرآب زنی شما است، شما با فرهنگ تر و با منطق تر از او باشید. در عوض کار او، زیرآب او را نزنید. همیشه سعی کنید به او کمک کنید و پیشنهادهای سازنده برای شغلش داشته باشید. این باعث می شود تا محل کار شادتر و کم تنش تر باشد. مهم نیست او چه کار می کند. شما بزرگ باشید و منش داشته باشید.
گفتن به مدیر یا سرپرست
اگر همه تلاش های شمابی ثمر بود و نتوانستید از عهده کارشکنی ها و زیرآبزنی های همکار خود خلاص شوید، همه چیز را با مدیر یا سرپرست بخش در میان بگذارید.
برای خود حق انتخاب قائل شوید
اگر متوجه شدید اوضاع بسیار بد است، بهتر است از آن محیط مسوم رها شوید. انسان های باهوش همیشه در حال آپدیت رزومه کاری و ارتقا موقعیت شغلی خود هستند.
اول از همه اینکه حرف بزنید...
یک آدم صبور و دهنقرص، گیر بیاورید و کل بدبختیها و جفتکهایی که از "الاغ زندگی" خوردهاید را با او تقسیم کنید…
بازگو کردن مشکلات، وزن آنها را کم میکند… علاوه بر آن معمولا وقتی سفره دلتان را جلو کسی باز میکنید، اوهم سفره خودش را برایتان باز میکند و یحتمل می فهمید که شما در این دنیا، تنها آدم کتک خورده نیستید... و این یعنی آرامش..
دوم اینکه فقط به زمان حال فکر کنید:
گذشتهتان و آیندهتان را خیلی جدی نگیرید…
اصلا پاپیچ خرابکاریها و کوتاهیهایی که در گذشته در حق خودتان کردهاید، نشوید.
همه همینطور بودهاند وانگشت فرو کردن در زخمهای قدیمی، هیچ فایدهای جز چرکی شدن آنها ندارد.
آینده را هم که رسما باید به هیچ وجه به حساب نیاورید.
ترس از حوادث و رخدادهای احتمالی، حماقت محض است..
فکر هر چیزی، از خود آن چیز معمولا سختتر و دردناکتر است…
سوم اینکه به خودتان استراحت بدهید:
حالامیگویم استراحت، یکهو فکرتان نرود به سمت یک ماه عشق و حال وسط سواحل هاوایی…! وسط همه گرفتاریها واسترسها و بدبختیهاتون...!!!
آدم میتواند خیلی شیک به خود، مرخصی چند ساعته بدهد…
کمی تنهایی، کمی بچگی کردن، یا هر چیز نامتعارفی که شاید دوست داشته باشید…. که کمی از دنیای واقعی دورتان کند و خستگی را بگیرد…
مثل نهنگها که هر از چندگاهی به بالای آب میآیند و نفسی تازه میکنند و دوباره به زیر آب برمیگردند…
چهارم اینکه تنتان را بجنبانید...
ورزش قاتل استرس است...
لزومی هم ندارد که وقتی میگوییم ورزش، خودتان را موظف کنید روزی هزار بار وزنه یک تنی بزنید و بازو دربیاورید…
همچین که یک جفتک چارکش منظم وخفیف در روز داشته باشید، کلی موثر است…
از من به شما نصیحت…
پنجم اینکه واقعبین باشید:
ما ملت شریف، بیشتر استرسمان بابت چیزهایی است که کنترلی روی آنها نداریم…
ششم اینکه باور داشته باشید: زندگیتان، میدان و مسابقه اسبدوانی نیست!
خودتان را دائم با دیگران مقایسه نکنید… مقایسه کردن و"رقابتپیشگی"، استرسزا است…
اینکه جاسم فوقلیسانس دارد و من ندارم و قاسم لامبورگینی دارد و من ندارم و عبود فلان دارد و من ندارم، شما را دقیقا میکند همان اسب مسابقه که همه عمرش را بابت هویج ِ سر چوب، دویده وبه هیچ کجا هم نرسیده…
زندگی مسخرهتر از چیزی است که شما فکرش رامیکنید…
هیچ دونفری لزوما نباید مثل هم باشند…
خودتان باشید…
هفتم اینکه از مواجهه با عوامل "ترسزا" هراس نداشته باشید:
مثال ساده آن، دندانپزشک است…
وقتی دندان خراب دارید، یک کله پیش دکتر بروید و درستش کنید… نه اینکه مثل بز بترسید و یک عمر را از ترس دندانپزشک، بادرد آن بسازید و همه لقمههایتان را با یکطرفتان بجوید…
نیم ساعت جنگیدن با درد، بهتر از یک عمر زندگی با ترس درد است…
ترس، استرس می زاید.
هشتم اینکه خوب بخورید و بخوابید
آدمی که درست نخوابد و نخورد، مغزش درست کارنمیکند…
مغز علیل هم، عادت دارد همه چیز را سخت و مهلک نشان دهد…
آدم وقتی گرسنه و خسته است، یک وزنه یک کیلویی را هم نمیتواند بلند کند، چه برسد به یک فکر چند کیلویی…!!
نهم اینکه بخندید:
همه مشکل دارند…
من دارم، شما هم دارید…
همه بدبختی داریم، گرفتاری داریم و این موضوع تابع محل جغرافیایی آدمها هم نیست…
یاد بگیرید بخندید…
به ریش دنیا و مشکلات بخندید…
به بدبختیها بخندید…
به من که دو ساعت صرف نوشتن این موضوع کردم، بخندید…
به خودتان بخندید…
دو بار اولش سخت است، اما کم کم عادت میکنید و میبینید که رابطه خنده و گرفتاری، مثل رابطه خیار است و سوختگی پوست… درمانش نمیکند اما دردش را کم میکند
و دهم هم اینکه:
این ایمیل را برای کسانی که دوستشان دارید و از خندیدنشان شاد میشوید بفرستید.
[ سهشنبه 02 مهر 1392 ] [ 08:16 ] [ mahmoodi ]
|
| |